الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

82

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

است كه بتواند دربارهء ماوراء ظواهر و پديده‌هاى جزئى بينديشد منحصر به ماديين نيست ، عده‌اى از الهيون نيز چنين عقيده دارند . در ميان علماى اسلام افراد زيادى بوده و هستند كه بحث علمى را دربارهء خدا و ماوراء طبيعت ناروا مىدانند . ما بعداً آن‌جاكه از « صفات » خدا مىخواهيم بحث كنيم نظر آن‌ها را نقل و انتقاد خواهيم كرد . برخى الهيون اروپا نيز چنين مىانديشند . پاسكال و برگسون و اسپنسر از اين دسته‌اند . پاسكال و برگسون خدا را از راه دل جست‌وجو مىكنند نه از راه عقل و تنها راه دل را معتبر مىدانند . پاسكال مىگويد : « جهان كره‌اى است كه مركزش همه‌جاست و محيطش هيچ‌جا نيست . بيكرانى تنها ازسوى بزرگى نيست ، از سوى خردى نيز بيكران است و انسان به درك بىكرانى توانا نيست ، خواه ازسوى بزرگى باشد خواه ازسوى خردى . توانايى انسان تنها به دريافت امورى است كه ميانهء خردى و بزرگى است چنان‌كه وجود خود او نيز در ميانهء اين دو بىنهايت است ؛ نسبت به عدم ( يعنى نهايت خردى ) كل است و نسبت به كل ، عدم است . علم انسان نه بر مبدأ و آغاز است و نه بر مآل و انجام ، پس علم حقيقى براى انسان ميسر نيست و فقط امور متوسط را درمىيابد . » « 1 » هرچند نظر پاسكال به بىنهايتى جهان ، از نظر رياضى است ولى نتيجه‌اى كه مىگيرد اعم از رياضى و فلسفى است . به‌علاوه تصريح مىكند كه : « به‌وجود خدا دل‌گواهى مىدهد نه عقل » « 2 » گواهى عقل را منكر است . هربرت اسپنسر نيز مدعى است : « حقيقت مطلق ندانستنى است ، آن‌چه دانستنى است همانا عوارض و حوادث اين جهان است . »

--> ( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 13 . . ( 2 ) . همان ، ص 14 . .